مسلمانان به جای آورد و دعوت خود را آشکار نکرد تا زمانی که احساسکرد نیرویی در کنارش در حرکت است.؛ با این حال، ایشان به همراه گروهی از مؤمنانی که دعوت خیر او را پذیرفته بودند، مانند بلال، عمار و دیگران، مورد شکنجه مشریکان قرار گرفتند.
همانا عقلها در ادراک و معرفت متفاوتاند، همانگونه که جسمها در توانایی تحمل بارها با یکدیگر فرق دارند؛ یکی زیر بار اندیشهای که توان هضم آن را ندارد کمر خم میکند و دیگری زیر باری که بیش از طاقتش است. این تفاوتهای ذاتی بماند چه رسد که زنجیرهای اعتقادات موروثی، عادتها و تقلیدهای پذیرفته شده نیز وجود دارد. اگر انسانی عاقل، رازی [الهی یا عمیق] داشته باشد، آن را در کدام سینه به امانت بگذارد؟ آیا جای درست برای آن، نزد کسی نیست که به شناخت، محبت و توانایی پنهانداریِ او اعتماد کند؟و در مورد آفریدگار متعال نیز همینگونه است؛ او راز خود را نزد کسانی سپرد که آنان را برای رسالت و تبلیغ برگزید و آنان نیز به نوبه خود این راز را به پیروان خود که دارای استعداد و قابلیت بودند، منتقل کردند هر یک به اندازه توان و امکانش. اما آن سختدلان و نادانانی که فاقد قابلیت بودند، آنان را در حد ظاهرها و پوستهها نگاه داشتند. از اینرو است که معنای سخن خداوند متعال آشکار میشود که فرمود: ﴿بلکه آنچه را که علمش را درک نکردند و تأویلش به آنها نرسیده است،




