استوار ساختم و چشمهها را جاری نمودم. من هستم که درختان را می کارم و خارجکننده رنگها و میوهها هستم، من اندازهگیرنده روزیها هستم و من برانگیزنده مردگانم. من فرستنده قطرات بارانم و من نوربخش خورشید و ماه هستم. من کسی هستم که اطاعت از او از سوی خدا واجب شده است. من دانای به آنچه بود و آنچه خواهد بود هستم، من دانای به مدار گردش فلک هستم، من صاحب پیمانه قطرات باران و شنهای بیابانم. من همان "معنا" هستم که هیچ نام و شبیهی بر او منطبق نمیشود».
توضیح: مولای ما فرمود: «کلیدهای غیب نزد من است»، در حالی که خداوند فرموده است: ﴿و کلیدهای غیب نزد اوست و هیچکس جز او آنها را نمیداند﴾1. در این سخن مولای ما علی -عَزَّ عَزُّهُ- که «پس از رسول خدا هیچکس جز من آنها را نمیداند»، نوعی توریه(پنهان کردن حقیقت) و پوشیدگی در بیان است؛ به این معنا که «پس از غیبت رسول خدا، کسی جز من آنها را نمیداند»، نه به این معنا که رسول خدا پیش از من آنها را میدانسته است؛ زیرا تفسیر دوم با مضمون آیه در تضاد است. چرا که خداوند، علم به کلیدهای غیب را از همگان سلب نموده و آن را منحصر به خودش کرده و فرموده است: ﴿هیچکس جز او آنها را نمیداند﴾. پس اگر هیچکس جز او که آفریدگار است به این علم احاطه ندارد، چگونه ممکن است




