و این سخن ایشان که «آیا شأن کسی که نقطه کائنات است... شناخته میشود یا وصف میگردد یا دانسته میشود یا فهمیده میشود یا درک میگردد یا تحت مالکیت در میآید؟»، این کلام اشاره به خدایی دارد که نامهایش عزیز است؛ زیرا تنها اوست که وصف نمیشود و شأنش درک نمیگردد و تحت مالکیت در نمیآید، چرا که هیچ غایتی بالاتر از او نیست که بر او احاطه یابد. و اگر مقصود از این کلام، موجودی مخلوق بود، نیازی به این پرسش انکارآمیز نبود که فرمود: «آیا شناخته میشود یا وصف میگردد؟»؛ زیرا موجود مخلوق توسط آفریدگار و پدیدآورندهاش شناخته میشود، وصف میگردد، فهمیده میشود و شأنش تحت مالکیت اوست.
و این سخن ایشان که: «پس او در ذات ملکوتی و در صفات الهی است، به غیبها دانا و تدبیرکننده کائنات است»؛ خداوند متعال فرمود: ﴿برای کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، بدترین مثال را دارند و برای خداست مَثَل برتر (مَثَل اعلی)؛ و اوست عزیز و حکیم﴾1، یعنی همان صفت برترین. و نیز فرمود: ﴿بگو هیچکس در آسمانها و زمین غیب را نمیداند جز خدا؛ و آنان نمیدانند چه زمان برانگیخته میشوند﴾2.




