و همچنین در همان کتاب از طارق بن شهاب از علی -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است؛ روایتی در وصف امام که ما بخشهای مورد نیاز آن را ذکر میکنیم و از جمله آنهاست: «ای طارق! امام کلمه خدا، حجت خدا، حجاب خدا و نور خداست»... تا آنجا که فرمود: «و او اسم اعظم و مستقیم ترین راه است؛ هر کس آنان یعنی امامان را بشناسد و از آنان علم بگیرد، با آنان است. آنان راز پنهان خدا و اولیای مقرب او هستند و امر او در میان "کاف و نون" است؛ بلکه آنان خود همان "کاف و نون" (کُن) هستند. علم پیامبران در علم آنان، و راز اوصیا در راز آنان، و عزت اولیا در عزت آنان، همچون قطرهای در دریا و ذرهای در بیابان است. و آسمانها و زمین نزد امام مانند دست یا انگشت اوست؛ ظاهر و باطن آن را میبیند و نیکو و بد، و تر و خشک آن را میشناسد».
و نیز نقل شده است که امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «من علم خدا هستم،قلب آگاه خدا هستم و زبان گویندهاش هستم؛ و من چشم خدا، پهلوی او و دست خدا هستم».
توضیح: «علم خدا» غیر از خود او نیست و «چشم خدا» کسی جز او نیست زیرا «عین» هر چیزی، همان ذات آن است. و از برخی عالمان در کلام پیرامون




