انجیل را تلاوت کرد و در ادامه آیه﴿همانا مؤمنان رستگار شدند﴾1 را خواند. پس پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- فرمودند: «بله، رستگار شدند چرا که تو پیشوای آنها هستی». سپس پیامبر با همان کلامی که با پیامبران و اوصیای پیشین سخن میگفت، با ایشان سخن فرمود و سپس سکوت کرد.
توضیح و تأکید: در این روایت، تأییدی بر سخنان پیشین من است و پاسخی است به کسانی که میگویند آنچه مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- از علم غیب و مانند آن میگفت، تنها به سبب یادگیری از رسول الله -جَلَّ جَلَالُهُ- بوده است؛ چرا که ایشان درست در لحظهی تولد یعنی در لحظهی تجلیاش و بدون آنکه هیچ فاصلهی زمانی بگذرد تا بتواند علمی از رسول یا دیگری فرا بگیرد، این سخنان را بیان کرد. علاوه بر این ایشان پیامبر نبودند که بگوییم آنچه میگفت وحی مستقیم از خدا بود، چرا که در آن زمان نبوت مختص به سیدنا رسول الله -جَلَّ جَلَالُهُ- بود و وحی تنها برای ایشان جاری بود. همچنین باید به حقیقتی اشاره کنم که خواننده باید به آن توجه کند و آن این است که وقتی امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- هنگام تولدش صحیفههای آدم، نوح، ابراهیم، تورات، انجیل و بخشی از قرآن را در حضور محمد -جَلَّ جَلَالُهُ- خواند، هنوز وحی بر سیدنا مصطفی -جَلَّ جَلَالُهُ- نازل نشده بود و رسالت به ایشان نرسیده بود؛ پس خوانندهی خردمند باید در این نکته تأمل کند.




