شود». در این هنگام سوید بن نوفل هلالی برخاست و عرض کرد: «ای امیرالمؤمنین، آیا شما بر آنچه ذکر کردید حضور دارید و به آن واقفید؟» پس حضرت با نگاهی از خشم به او نگریست و فرمود: «مادرانِ فرزندازدستداده تو را از دست بدهند و بلاها بر تو فرود آیند»، تا آنجا که فرمود: «من رازِ رازها هستم، من درخت نورهایم، من خلیل جبرئیلم، من برگزیده میکائیلم»، تا آنجا که فرمود: «من کشتیِ اعماق دریاها هستم، من حجتِ حجتها هستم من راهنمای خلایق و محقق کننده(کاشف) حقیقتها هستم. من تأویلکننده تأویل ها و مفسر انجیل هستم»، تا آنجا که فرمود: «من تاریحِ زبورم، من حجابِ بخشنده (غفور) هستم، من برگزیده جلیل هستم، من ایلیای انجیل هستم»، تا آنجا که فرمود: «من برکننده و درهمکوبنده درها هستم، من شکستدهنده لشکرها و دشمنان هستم. من مفسر آیات روشن و بیانکننده مسائل پیچیده و دشوار هستم...» تا آنجا که میفرماید: «من رازِ حروف هستم، من نورِ ظرفها (و جایگاهها) هستم. من کلید غیبها هستم، من چراغ قلبها هستم من نورِ ارواح هستم و من روحِ کالبدها (و پیکرهها) هستم»، تا آنجا که فرمود «من آگاهم بر اخبار پیشینیان، و من خبردهنده از وقایع واپسین آیندگان هستم...» تا آنجا که میفرماید: «به خدا سوگند، من وجهالله (سیمای خداوند) هستم، من شیرِ بنیغالب هستم، من علی بن ابیطالب هستم.» پس آن




