گشایندهی اندوه و نجاتدهنده از آن، مولای ایشان، همان «أنزع بطین» علی بن ابیطالب است.
و در کتاب «المحتضر» نوشته شیخ حسن بن سلیمان حلی از شاگردان شهید اول و از علمای قرن هفتم، از حضرت رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- نقل شده است که در مورد معراج فرمودند: «پس پروردگارم مرا صدا زد و فرمود: نزدیک شو ای محمد، من پروردگار تو هستم، من الله هستم. پس نزدیک شدم و پروردگارم از پسِ حجابی با من سخن گفت، به گونهای که گویی این کلام از زبان علی بن ابیطالب است؛ پس درونم چنین پنداشت که علی است که با من سخن میگوید. پس مرا صدا زد: ای احمد، بر راز تو آگاه شدم که پنداشتی علی با تو سخن میگوید؛ ای احمد، من پروردگار تو هستم، من الله هستم و من بر هر چیزی توانایی دارم. آیا دوست داری علی را به تو بنمایانم؟ عرض کردم: آری به عزتت سوگند ای پروردگارم. پس فرمان داد تا حجابهای آسمانها شکافته و گشوده شود، و هر چه از زمین بلند بود پایین آید و هر چه پایین بود بالا رود پس از عرش پروردگارم به زمین نگریستم و نور علی را دیدم در حالی که علی ایستاده بود و نماز میخواند».




