مسلمانان باشند؛ و آنان طلحه، عثمان، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیده و زبیر بودند. در این حالت، مولای ما چهارمینِ آن سه نفر و ششمینِ آن پنج نفر بود (از وجهی خاص). اما از وجهی عام، خداوند سبحان ثالثِ دو نفر، رابعِ سه نفر و سادسِ پنج نفر است و به هر چیزی احاطه دارد و هیچ چیز بر او پوشیده نیست و هیچ چیز از او دور نمیماند. همانطور که در کتاب «ینابیع المودة» از سخن ایشان ذکر شده است:
«و من بر هر نگهبان (و هر آنچه پاینده است)، نگهبان و حاکم هستم؛و بر تمامی جهانیان احاطه دارم و دانا هستم».
آیه سوم: ﴿آیا ندیدی کسانی را که از گفتگوی محرمانه نهی شدند، اما دوباره به همان کاری که از آن نهی شده بودند بازگشتند و به گناه و دشمنی و نافرمانی از رسول [خدا] دست زدند؛ و هنگامی که نزد تو میآیند، تو را به گونهای سلام میکنند که خداوند به تو تعلیم نداده است و در دلهایشان میگویند: چرا خداوند ما را به خاطر آنچه میگوییم عذاب نمیکند؟ جهنم برای آنان کافی است و در آن وارد میشوند، پس چه بد مکانی است برای بازگشت﴾1.
این اشارهای است به آن کافرانِ بدکار، بهویژه یهودیانی که با رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- سلام و احوالپرسی میکردند، اما برخلاف روشی که مولای ما امیرالمؤمنین -




