این اشارهای است به زمانی که در روز ظهور (در دور هشتمِ کشف و قیامِ نزدیک) پرده از دیدگان و بصیرتهای کافران برداشته میشود؛ در آن هنگام، آنان در حالی که مستأصل و سرزنشگرند از یکدیگر میپرسند: «خداوند چه فرمود؟» و در پاسخ به هم میگویند که او حق و سخن قاطع را فرمود. آری، همانا مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- کسی است که آنان درباره گفتههای او از یکدیگر میپرسند؛ همان زمانی که ایشان در خطبههای بلیغ و معجزات قاهرهاش، آنان را به شناخت خود و راه هدایت و رستگاری میخواند، و بر منبر عظمتش تصریح میکند که من خبردهنده آنان هستم از آنچه در نتیجه تکذیب و مخالفت با او، به آن دچار خواهند شد؛ و اوست بلندمرتبه و بزرگ در قدرت الهی و علوم ربانیاش.
آیه سوم: ﴿بگو: همانا پروردگار من، دانای غیبهاست که حق را میافکند﴾1. از آنجا که سخن به حق، عمل به حق و دعوت به سوی آن، شیوه و عادت مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- در تمامی عرصهها و حالات بود که این شأن الهی است، گواه بر این مطلب سخن مکرر رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- است که فرمود: «علی با حق است و حق با علی، و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند». همچنین ایشان به تمامی غیبها دانا بود و هیچ رازی، چه پنهان و چه آشکار، بر او پوشیده نماند.




