دست او جاری شد و ایشان آن را بر چهره خود کشید، سپس او را رو به قبله قرار داد و چشمانش را بست و پارچهای بر او کشید و به کارهای مربوط به ایشان تا زمان غسل مشغول شد. سپس امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- غسل و کفنپوشاندن ایشان را بر عهده گرفت در حالی که فَضل (بن عباس) آب را به او میرساند و یاریاش میکرد؛ پس چون از غسل و تجهیز ایشان فارغ شد، پیش قدم شد و به تنهایی بر او نماز خواند...»
و همچنین در همین کتاب و در کتاب ابواسحاق آمده است: ابوبکر بر پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- وارد شد در حالی که بیماری ایشان شدت یافته و سخت شده بود؛ پس پرسید: ای رسول خدا، زمان مرگ چه وقت است؟ فرمودند: فرا رسیده است. ابوبکر گفت: در این باره از خدا یاری میجوییم؛ پس بازگشت به کجا است؟ فرمودند: به سدرةالمُنتهى، به بهشتِ مأوى، به رفیقِ اعلی، به جامِ کامل و به زندگی گوارایی. ابوبکر پرسید: چه کسی غسل شما را بر عهده میگیرد؟ فرمودند: مردان اهلبیت من، از نزدیکترینها به نزدیکترینها. ابوبکر پرسید: در چه کفنی شما را بپیچیم؟ فرمودند: در همین لباسهایی که بر تن دارم، یا در جامهای یمنی، یا در پارچههای سفید مصری. ابوبکر پرسید: نماز بر شما چگونه باشد؟ در این هنگام زمین از گریه و زاری به لرزه درآمد؛ پس پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- به آنان فرمود: آرام باشید، خداوند شما را ببخشاند؛ هرگاه مرا غسل




