وجه پنجم: از کلام سرورمان سلیمان -عَزَّ عَزُّهُ- در لحظهای که تخت را در نزد خود مستقر(حاضر) دید: ﴿این از فضل پروردگار من است﴾. از این سخن روشن میشود که آصف همان خداست؛ زیرا او بود که با بخشندگی، تخت را آورد و تنها اوست که فضل آوردن آن به او باز میگردد؛ چرا که ما به هیچ دلیل یا شخص دیگری که در عملیات آوردن تخت کمک کرده یا شریک بوده باشیم برنخوردیم، جز کسی که گفت ﴿من آن را پیش از آنکه چشم برهم بزنی، برایت میآورم﴾. علاوه بر این، در قرآن نیامده و به ما منتقل نشده است که سلیمان آن پیامبر و سفیر خدا در میان بندگان برای آوردن تخت، به خداوند «غیب مَنِیع» تضرع کرده یا توسل نموده باشد تا بر او منت گذاشته و تخت را بیاورد.
وجه ششم: از کلام سرورمان سلیمان -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: ﴿تا مرا بیازماید که آیا شکر میگزارم یا کفران میکنم﴾، باز هم استدلال میکنیم که آصف همان خداست زیرا تجلی خداوند متعال به صورت بشری، تنها به منظور آزمایش و امتحان برای کسانی صورت گرفته که این تجلی برایشان رخ داده است.پس هر کس او را بشناسد و هرگونه نشانهای از ناتوانی را از خداوند نفی کند و قدرت چیره و غالبش را اثبات نماید، انسانی ایمن و شکرگزار خواهد بود؛ و هر کس برعکس این عمل کند یعنی او را نشناسد یا ناتوانی را به او نسبت دهد، از شمار ناسپاسان و زیاندیدگان شمرده میشود.




