بلکه دلیلهای بسیار زیادی به همین اندازه قدرتمند و روشن وجود دارد که خواننده با مطالعه فصلهای این رساله بر آنها واقف خواهد شد.
برادر خواننده باید بداند که ما معتقدیم آفریدگار سبحان به صورت بشری برای خلقش تجلی کرده است و یکی از تجلیات او، ظهورش در قالب مولای ما «آصف» -عَزَّ عَزُّهُ- است. جایگاه او در برابر سرورمان سلیمان بن داوود، در ظاهر، وزیر و امین اسرار او بود. هنگامی که سلیمان -عَزَّ عَزُّهُ- هدهد را همراه با نامهای به یمن نزد ملکه یمن بلقیس، فرستاد تا از او و یاورانش بخواهد که تسلیم و فرمانبردار نزد او بیایند؛ به همین مطلب در این سخن خداوند متعال اشاره شده است: ﴿همانا این نامه از سوی سلیمان است و همانا به نام خداوند بخشنده مهربان است؛ بگو بر من برتری نجویید و مسلمان (تسلیم) نزد من بیایید﴾1.
و از اقدام بلقیس این بود که بزرگان و نزدیکیانش را جمع کرد و درباره این امر با آنها مشورت نمود؛ آنها در پاسخ گفتند که تصمیم نهایی با اوست و تنها اوست که باید در این مورد حکم دهد. پس از تبادل نظر میان آنان، بلقیس تصمیم گرفت هدیهای گرانبها برای سلیمان -عَزَّ عَزُّهُ- بفرستد، به این امید که شاید او از فشار بر آنان دست بکشد؛ اما این کار او سلیمان را از تصمیمش منصرف نکرد. پس سلیمان بزرگان خود




