است، تا جایی که به او نسبت دادهاند که میگفته کسی که بنده (موسی) را از جانب کوه طور صدا زد، همان علی بن ابیطالب بود، و اینکه میگفت: "اول و آخر و ظاهر و باطن، علی بن ابیطالب است"».
اسماعیل بن موسی: ابن عدی در کتاب «میزان» ذهبی آورده است که: «در تشیع او غلو (زیادهروی) را به او نسبت دادند».
حارث بن عبدالله همدانی: همان کسی که امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- خطاب به او فرمودند: «ای حار همدان! هر کس بمیرد، مرا خواهد دید، چه مؤمن باشد و چه منافق، مرا در برابر خود خواهد دید». در کتاب «المراجعات» آمده و سپس از ابن حبان نقل شده که او در تشیع غلو میکرد.
حسن بن حی: در کتاب «المراجعات» به نقل از ذهبی آمده است که: «او یکی از بزرگان (علم) بود، اما بدعت تشیع در او بود».
خالد بن مخلد: او استاد بخاری است و دربارهاش گفته شده: «در تشیع افراط داشت و به دلیل غلو مورد نکوهش قرار گرفت».
سعید بن طریف کوفی: درباره او نیز آمده است که در روایت ضعیف است و در تشیع افراط میورزید.




