آیه نهم: ﴿پس چون آن مژدهرسان آمد و پیراهن را بر روی چهرهاش انداخت، او دوباره بینا شد؛ یعقوب گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا چیزی میدانم که شما نمیدانید﴾1.
آری، بینایی به حضرت یعقوب -عَزَّ عَزُّهُ- بازگشت، چرا که فرمان مولای ما، آن «حافظ»، «عالم» و «بهترین میزبان» صادر شده بود. چرا این بازگشتِ بینایی، در حالی که او پیامبر عصر خود بود و جز به مولایش نیازی نداشت، پیش از آن رخ نداده بود؟ چرا این اتفاق پیش از آنکه مولای ما یوسف -عَزَّ عَزُّهُ- فرمان قاطعش را صادر کند اراده الهیاش جاری شود و پیراهن نورانیاش را بفرستد، حاصل نشد؟
آیه دهم: ﴿و پدر و مادرش را بر تخت نشاند و همگی در برابر او به سجده افتادند﴾2.
در این آیه، نکته اصلی و کلیدی نهفته است؛ و اگر در میان ادله اثباتی، تنها همین یک مورد باشد، برای اثبات این حقیقت آنکه پدر و مادرش را بر تخت نشاند همان مولای ما یوسف -عَزَّ عَزُّهُ- است، کفایت میکند. این عبارت، به گونهای پنهان و اگر




