آن «نیکی» که همان راز بزرگ و باطن حقیقی است که نزد ایشان امانت داشتهاند مورد سرزنش و بد رفتاری قرار گرفتند و شکنجه شدند.
آیا وضعیت آنان و مخالفانشان پس از نزول قرآن، همانگونه نیست که وضعیت مؤمنان و معاندان در زمان نزول قرآن به تصویر کشیده شده است؟ آنگونه که خداوند متعال فرمود: ﴿کسانی که گناهکار بودند، به کسانی که ایمان آورده بودند میخندیدند و هرگاه از کنار آنها میگذشتند، با چشم و ابرو به هم اشاره میکردند؛ و چون به سوی خانوادههای خود باز میگشتند، شادمان و گستاخ باز میگشتند؛ و هرگاه آنان (مؤمنان) را میدیدند، میگفتند: اینان قطعاً گمراهند﴾1. چه بسیار مستکبران به آنان خندیدند و آنها را مسخره کردند و به یکدیگر اشاره کردند و در دوران بنیامیه طاغیان و در زمان عباسیان ستمگر، آنان را به کفر و گمراهی متهم کردند. کشتار سلطان سلیم ترکی عثمانی نیز گواه بر انواع قتل و کشتارهایی است که بر آنان وارد شد؛ چرا که او در یکباره جان دهها هزار نفر از آنان را گرفت، در نتیجهی آن فتواهای ظالمانهای که به «فتواهای حامدیه» معروف است و توسط متعصبانِ دین در آن دوران صادر شده بود.
در کتابها و مجلات مختلف، مقالات گوناگونی وجود دارد که در آنها این گروه را به خروج از دین و بیرون رفتن از دایره اسلام و راه راست و استقامت متهم




