امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- فرمودند: «ای جابر!» گفتم: «لبیک ای مولای من». فرمودند: «آیا میدانی چرا به طلسم، "طلسم" میگویند؟» عرض کردم: «نه به خدا ای مولای من، نمیدانم». فرمودند: «در مورد آن بیندیش، زیرا این از دانش توست». یک سال در آن اندیشیدم اما نفهمیدم چیست. عرض کردم «به خدا سوگند که نمیدانم چیست». فرمودند: «اگر من تو را با دست خود نکاشته بودم و از ابتدا تا امروز پرورش نداده بودم، میگفتم که تو در تاریکی (ناآگاهی) هستی؛ وای بر تو! آن کلمه را واژگون کن (حروفش را برگردان)». عرض کردم: «بله ای مولای من». پس وقتی حروف آن را برگرداندم دیدم که معنای آن این است: (مُسَلّط) توانمند شده از نظر تسلط و توانایی.
و در باب سیام از سفر تثنیه چنین آمده است: «و این است برکتی که موسی پیش از مرگش برای مردان خدا از بنیاسرائیل دعا کرد و گفت: پروردگار از سینا آمد، و برای ما از ساعیر درخشید (آشکار شد)، و برای ما از کوههای فاران خود را عیان ساخت، در حالی که هزاران پاکیزه با او بودند و در دست راستش شعلهای از آتش بود.»
اهل ظاهر این آیات را چنین تفسیر میکنند: «پروردگار از سینا آمد» یعنی موسی را با شریعت موسوی(احکام و قوانین) از سینا فرستاد، «و از سعیر درخشید»




