دشمنانِ حق است.گواه بر صحت این مطلب، سخن ابراهیم نظّام است و او از نظر روشی ظاهری و از نظر اعتقادی معتزلی است (مکتب معتزله اولویت عقل را بر استدلالهای دینی داشتند) که گفت: «ما در مورد علی بن ابیطالب حیران شدیم؛ اگر او را دشمن بداریم، کافر میشویم و اگر او را دوست بداریم، کشته میشویم». پس هم در کفر هلاکتی است و هم در کشته شدن هلاکتی.
و هر کس صفحات تاریخ را ورق بزند، میبیند که پیروان مولایمان -عَزَّ عَزُّهُ- که به غلو متهم شدند، دچار انواع قتل و شکنجه و گونههای فشار و استبدادی گشتند؛ و چگونه همواره و پیدرپی مورد تمسخر قرار گرفتند و به بی خدایی(الحاد) متهم شدند. هر کس از نزدیک نظاره کند، میبیند که آنان چه دورانهای سخت و مراحل سختگیرانهای را پشت سر گذاشتند؛ از فقر و بلا و تنگدستی و بدبختی و محنتها و سختیهایی که در این مورد، مضمون سخن خدای سبحان بر آنان منطبق است: ﴿و شما را حتماً آزمایش خواهیم کرد تا مجاهدان و صابران شما را معلوم داریم و احوال شما را خواهیم آزمود﴾1. آفریدگار والاتر از آن است که آفریدگانش را به ستم بگیرد؛ و آیا شایسته است که سبحانه، آن غالیان را هم در دنیا و هم در آخرت به هلاکت بکشاند (مطابق با گفته کسانی که میگویند هلاکت دوستدار غالی، با شکنجه در آخرت است، پس از آنکه پیشتر در دنیا شکنجه شدهاند)؟ آیا آنان که در دنیا با فقر، قتل




