و از سوی دیگر، در این سخن نهی از فاش کردن راز برای کسی که مستحق آن نیست و ترغیبی به پنهان داشتن آن است؛ یعنی: «هر چه از معجزات ما میخواهید روایت کنید، مانند بازگرداندن خورشید، زنده کردن مردگان، علم غیب و مانند اینها؛ زیرا کسانی که تکبر میورزند، به دلیل اثبات وقوع این امور، نمیتوانند آنها را انکار کنند. اما پذیرش الوهیت، برای آنان دشوار و بلکه غیرممکن است؛ چرا که این حقیقتی سخت و دشوار است و اعلام آن در برابر آنان، تنها آسیبها و ضررها را متوجه شما میسازد».
همچنین آنان به سخن مولایمان امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- استدلال میکنند که فرمودند: «دو گروه از مردم به خاطر من هلاک شدند: دوستدارِ زیادهرو(غالی) و بدخواهِ کینهتوز».
باز هم این نکته از آنان غایب است که این سخن ایشان معنایی دارد که درک آن بر آنان دشوار است؛ و چنان نیست که تصور میکنند آنکه با ایشان دشمنی میکند و کسی که در محبتشان مبالغه میکند (تا حد ادعای عبادت)، در کفر یکسان باشند و هر دو به آتش ابدی کشیده شوند. خیر، بلکه معنای آن چنین است که هلاکت بدخواهِ کینه توز ایشان، به دلیل دشمنیاش، با قرار گرفتن در آتش دوزخ در زندگی آخرت است و هلاکت زیاده رو(غالی) به سبب کشته شدن و شکنجه شدنش در زندگی دنیا توسط




