و در فصل بیست و چهارم کتاب خروج (۲۳:۲۴) آمده است: «سپس موسی و هارون و ناداب و ابیهو و هفتاد نفر از بزرگان اسرائیل بالا رفتند و خدای اسرائیل را دیدند؛ و زیر پاهای او چیزی بود مانند گوهری از عقیق آبی و شفاف، وآن عقیق در پاکی و شفافیت، مانند آسمان بود؛ اما او دستش را به سوی بزرگان بنیاسرائیل دراز نکرد تا آنها را لمس کند، بلکه آنها خدا را دیدند و در حضور او خوردند و آشامیدند.»
و در فصل سی و سوم کتاب خروج (۳۲-۳۳) آمده است: «و موسی خیمه را برداشت و آن را بیرون از اردوگاه و دور از محل اقامت برپا کرد و آن را "خیمه اجتماع" نامید؛ پس هر کس که به دنبال پروردگار بود، به سوی خیمه اجتماع که بیرون از اردوگاه بود میرفت. و تمام قوم، هرگاه موسی به سوی خیمه میرفت، برمی خواستند و هر یک در درگاه خیمه خود میایستادند و به موسی مینگریستند تا او وارد خیمه شود. و هنگامی که موسی وارد خیمه میشد، ستونی از ابر فرود میآمد و در درگاه خیمه میایستاد و پروردگار با موسی سخن میگفت؛ در این حال تمام قوم ستون ابر را میدیدند که در درگاه خیمه ایستاده است، پس همه قوم برمی خواستند و هر یک در درگاه خیمه خود سجده میکردند. و پروردگار با موسی "چهره به چهره"، همانگونه که مرد با دوست خود سخن میگوید، سخن میگفت. و هنگامی که موسی به اردوگاه




