رؤیتشدهای» است که خداوند به آن تجلی کرد. این در حالی است که پیش از آن،خداوند متعال با بیان این جمله، آغاز کلام بنده ی خویش محمد را به سوی مولایش در غیبت ذکر کرد و فرمود: ﴿ستایش مخصوص خداست، پروردگار جهانیان، بخشنده مهربان، مالک روز جزا﴾؛ عباراتی که به غیبِ منیع و دستنیافتنی اشاره دارد و همان «نور مجرد لاهوت» است.
خداوند تعالی فرمود: ﴿و خدا با موسی سخن گفت﴾؛ و به کار بردن مصدر [در عبارت «تکلیماً»] بر این تأکید دارد که سخن گفتن به صورت شفاهی و مستقیم میان گوینده که همان الله است و شنونده که موسی است، صورت گرفته است.همچنین در فرموده خداوند سبحان آمده است: ﴿و چنین نبود که بشری بتواند با او سخن گوید، مگر از طریق وحی، یا از پسِ حجابی، یا با فرستادن فرستادهای که به اذن او آنچه را میخواهد وحی کند؛ همانا او بلندمرتبه و حکیم است﴾1. معنای «وحی»، الهام است و از دیگر معانی آن، «رازگونه سخن گفتن» و «اشاره» است. در لغتنامه «قاموس» آمده است: «وحی الیه کلاماً» یعنی با او به طور پنهانی سخن گفت، یا چنان سخن گفت که آن را از دیگران پنهان داشت. و این امر تنها میان دو نفر متقابل ممکن است که هر یک دیگری را ببیند. در این نکته، اشارهای است به موضوع «سریّت» و پنهانی که بر ظهور خداوند متعال در هیئت بشری حاکم است و این همان




