در قرآن کریم آمده است: ﴿و یاد کن هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی میدهیم. این شهادت برای این بود که روز قیامت نگویید: ما از این امر غافل بودیم.﴾1. این آیه دلیلی بر «تجلی» است و نشان میدهد که خطاب مستقیماً از جانب خداوند متعال به خلقش بوده است. در عبارت ﴿و آنان را بر خودشان گواه گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟﴾ روشنترین دلیل بر صحت این مطلب است؛ زیرا در این کلمات، ضمیر پنهانی در عبارت «بِرَبِّکُمْ» (پروردگارتان) به کار رفته است. تمام اینها دلایلی گویاست بر اینکه اوست که ذریت را گرفت، گواه ساخت و با خلقش سخن گفت. ما زمانی که میشنویم: «قاضی از متهم اقرار گرفت که به شاکی بدهکار است»، میفهمیم که امرِ گواه گرفتن مستقیماً از سوی قاضی و بدون واسطه بوده است؛ زیرا اگر پلیس متولی امر گواه گرفتن از متهم بود، طبق منطق و واقعیت، نمیشد مسئله گواه گرفتن را به قاضی نسبت داد.
همچنین در کتاب قرآن این کلام خداوند متعال آمده است: ﴿تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم﴾. این عبارت در کلام خداوند متعال آمده است و ذکر میکند که بنده، او را با توحید در عبادت و استعانت (یاریجویی) خطاب میکند؛ امری که به مخاطبی رؤیتشده و حاضر اشاره دارد و آن همان «صورت




