تا نشان دهد این مخلوق حساس و ادراککننده (انسان)، در پیشگاه جلالت او در مقایسه با سایر مخلوقات طبیعی، چه ارزشی دارد.
اشاره به همین مطلب در کلام مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- است، آنجا که این موجود انسان را خطاب قرار داده و فرمود:
«و تو میپنداری که ذرهای کوچک هستی، درحالیکه جهان بزرگ در تو پیچیده(نهفته) شده است.»
همانا هر موجودی با آنچه از جنس خودش باشد الفت میجوید و با کسی که شبیه خودش باشد انس میگیرد و از کسی میفهمد که با زبان او سخن بگوید. از همین رو، آفریدگار متعال برای تمامی اقوام با وجود تفاوت زبانها و گرایشهایشان به صورت و زبان آنها ظاهر شد تا با او انس بگیرند و از او بفهمند؛ زیرا اگر به صورتی نوری ظاهر میشد، انس و فهم حاصل نمیگشت، چرا که نور با ماده متفاوت و متمایز است. اگر خداوند تعالی با نور مجرد لاهوت ظاهر میشد، کائنات طبیعی ذوب میگشت و موجودات مادی نابود میشدند. گواه بر صحت این مطلب، اتفاقی است که برای سید موسی -عَزَّ عَزُّهُ- افتاد؛ آنگاه که طلب رؤیت کرد و تنها به اندازه سوراخ یک سوزن کوچک از نور لاهوت برای او ظاهر شد و او از شدت آن بیهوش گشت و بر زمین افتاد.




