و در ادامه، سخن پرسشگری آمده است که: «پس چگونه او دارای صورت شد؟»
عالم -عَزَّ عَزُّهُ- پاسخ داد: «به دلیل نیاز مخلوقات به آن؛ همانگونه که به کلام نیاز دارند، زیرا هیچ کلامی جز از طریق یک صورت و هیئت ممکن نیست».
و میگوید: «تو با قصد، عقل و معرفت خود میدانی که آن کسی را که دیدی و مردم میگویند او "علی" است، همان خدایی است که هرگونه بخواهد ظاهر میشود او با مشاهدهی زمینش از آسمانش غایب نشده و با مشاهدهی آسمانش از زمینش غایب نگشته است. پس هر کس پندارَد که تنها بخشی از او را دیده است، در واقع خداوند را ناقص دانسته (از کلّیت او کاسته است). و هر کس بگوید او در ذات و حقیقتش تنها یک بدن است، او را به محدودیت گماشت و برایش حد و وصف تعیین کرد. اما هر کس بگوید او هرگونه خواست برای هر کس از خلقش که خواست ظاهر شد، در حالی که نه توصیفپذیر است، نه محدود و نه زایلشونده، و هیچ حرکت یا مثالی بر او حاکم نیست؛ و چنین کسی که به واسطه معرفت و صورتش بر او استدلال کرده باشد و نه اینکه فقط با معرفت و صورتش استدلال کند، به یاری خدا به راه نجات رسیده است».
و میگوید: از مفضل از جابر روایت شده است که از ابو جعفر -عَزَّ عَزُّهُ- درباره تفسیر «دشوارِ و بسیار دشوار» (الصعب المستصعب) پرسیدند. فرمود: «"دشوار" (الصعب)، اقرار به صورت است و "بسیار دشوار" (المستصعب)، جدا کردنِ "معنا" از "صورت" است. و هر رازی، رازی است پنهان که با پردهای پوشانده شده است؛ پس




