و من با تو در کمال اطمینان بودم که هر آنچه برای این کار لازم باشد، به لطف اندیشهی روشنت و بصیرت تو، حاضر، آماده و منتشر یافته است.
پس ای برادر، اگر تمام اینها سپری شود و تو مرا تنها بگذاری، من به پاس پیمانی که با هم بستیم و برای انجام تکلیف، برمیخیزم تا این کار را به سرانجام برسانم؛ پس باشد که اگر شخص تو را نداشته باشم، روحت مرا یاری کند و باشد که خداوند مرا در زمان و به سلامتی و توانایی بر این کار یاری دهد.
و کسی مانند من میداند که این عمل بدون تو چقدر دشوار و ناقص خواهد بود.
و اگر خداوند ما را به این کرامت ارجنه نکند که در این کار شریک باشیم، چنانچه کار تمام شود، میگویم: اگر خداوند اتمام آنچه نیت شده و شایسته است را مقدر نفرماید، من معتقدم در این مجموعه، طرحی از گامهایی است که نیک است در پیش گرفته شوند، و از خدا میخواهیم کسی را برای آن مقدر کند که عرفانی وسیعتر و بیانی روشنتر داشته باشد؛ و اگر چنین نشد، این مجموعه به عنوان اشاره و رمز یا وجهی از وجوه تفسیر قرار میگیرد که همین توجه به آن کافی است تا ذهن از راهی به راه دیگر برود، و خود را بر جادهی راست بیابد، پس از آنکه نزدیک بود در پیچ و خمهای راه گم شود.
و برای تبیین این مطلب، تو را به اسلوب سید ابیعبدالله حسین بن حمدان در پرداختن به بحث «رؤیت» ارجاع میدهم؛ چرا که او در پاسخ به چندین تن از




