و میگوید: بدانید ای برادرانم، خداوند تعالی شما را تأیید کند: همانا اهل شهود و عیان به اهل دلیل و برهان میگویند: چگونه بر خداوند عزّ و جلّ استدلال میکنید به چیزی که در وجودش نیازمند به اوست؟ کی غایب شده تا نیازمند دلیلی باشد که بر او دلالت کند؟ و کی ناپدید شده تا آثار، رساننده به او باشند؟ آیا برای غیر، ظهوری هست که برای او نباشد تا او ظاهرکنندهٔ آن باشد؟ آیا برای او تعالی سبقتِ دو وجود نیست؟
پس همانگونه که برای او سبقتِ دو وجود است، باید برای او سبقتِ دو شهود نیز باشد. و همانگونه که او موجودِ نخستین است، باید او مشهودِ نخستین باشد.
سپس میگویند: آیا او به شما نزدیکتر است یا دلیل؟ و اگر او نزدیکتر است: چگونه چیزی که از شما دورتر است، رساننده به چیزی باشد که از شما نزدیکتر است؟ آیا از شرطِ دلیل نیست که روشنتر از مدلول باشد تا به آن برساند؟
بهسببِ ظهورِ او و پنهانیِ مدلول، سزاوارتر آن است که او بر خود دلالت کند و چه چیزی آشکارتر از اوست سبحانَه؟ پس اوست ظاهر، پیش از وجودِ مظاهر؛ بلکه اوست ظاهر، که بهسببِ او ظهورِ مظاهر پنهان گشته است.
سپس میگویند: آیا وجودِ شما بینیاز از برپا داشتنِ دلیلی است که بر آن دلالت کند و اثری که به آن برساند؟
گفتند: آری.
گفتند: آیا وجودِ شما بینیاز از دلیل باشد، و وجودِ او بینیاز از دلیل نباشد؟




