و نیز میگوید:پس او متجلّی است و هر شخص، او را به اندازه استحقاق و شایستگیِ خویش برای رؤیت، مشاهده میکند؛ تا آنگاه که برای آنان در بشریتِ ناسوتی، با صورتِ مرئی و قابل مشاهده ظهور کرد. پس او همواره در تمامی ادوار و اکوار، مشهود بوده است؛ نه دگرگون میشود، نه تبدیل میگردد و نه از حقیقت و کیان خویش زائل میشود. او به نورانیت ظاهر است، و رؤیتِ اهلِ خاصّ او در شش کون، دلیلی بر اثباتِ معنا در همان صورتی است که برای بشر، همانند بشر، ظاهر شد؛ تا وجود، صحیح و محقق گردد و مشاهده عینی نیز ثابت شود.
و میگوید: گفت موسی کاظم -عَزَّ عَزُّهُ- : «اول چیزی که خداوند بندگانش را بدان تکلیف کرد این بود که به آنان گفت: مرا در هیچ صورتی که ظاهر شوم انکار نکنید پس در صورت بشری ظاهر شد و او را انکار کردند.» و همانا برای آنان همچون ایشان بهعنوان رحمتی و منّتی و فضلی ظاهر شد… تا آنجا که میگوید: پس به نرمی رفتار میکند همانگونه که برای اهل نور به نرمی رفتار کرد.
و میگوید: و حکمت الهی در ایجاد خلق برای معرفت به قدرت درخشان او از صورت مرئیِ ظاهر بود.
و میگوید: همانا در مؤمنان عوامّی هستند و خواصی و خاصّالخاصّی.
اما عوامّ ایشان: پس بیان کردیم که ناگزیر است از اقرار آنان به اثبات صورت معنویِ عینی و نفیِ تصویر، و به همین از آنان قناعت میشود.




