بود؛ سپس او به صورت کودکی خردسال که نیازمند تربیت است برایشان ظاهر شد و در میان آنان قدرتش را آشکار کرد و سپس غایب شد. سپس به صورت جوانی نیرومند با ریشهای تابخورده، در حالی که بر شیری سوار بود و هیئت خشم داشت ظاهر شد و در میان آنان قدرتش را آشکار کرد. سپس به صورت پیرمردی بزرگ ظاهر شد و او همان کسی است که دانیال -مِنْهُ السَّلَامُ- از او یاد کرد و گفت: "قدیمالایام (آنکه پیش از روزگار است) را به صورت پیرمردی دیدم..." و الی آخر».
و میگوید: «و آن "صورت انزعیه"، نه پدیدار شده (مکوّن) است و نه اسمی است، بلکه همان ذات قدیم و احد است».
و میگوید: «از جابر بن یزید روایت شده که از سرورم صادق -عَزَّ عَزُّهُ- درباره توحید پرسیدم، پس فرمود: "ظهور او، همان وجود اوست؛ و وجود او، همان عیان (شهود) اوست؛ و عیان او، همان توحید اوست؛ و توحید او، نفی صفات از اوست تا میان او و خلقش جدایی (تمایز) آشکار شود؛ و این جدایی از خلق، گواهی است بر اینکه صفت، غیر از موصوف است. پس صفت همان "نام" است و موصوف همان "باب" است؛ و این دو (نام و باب) گواهی میدهند که "معنا" (حقیقت)، پروردگار پدیدآورنده و سازماندهنده آنهاست و این دو، بندگان او هستند"».
و میگوید: در مورد سخن خداوند عزّوجلّ: ﴿روزی که آن رخداد را ببینند گویی جز یک شامگاه یا یک چاشتگاه درنگ نکردند﴾1، از سرورمان صادق -عَزَّ عَزُّهُ-




