و ظهور او در این گنبد (قُبّه)، برای خواص و عامّ، به صورت «انزع بطین» بود زیرا گنبد شما آخرین گنبدهاست، شریعت شما آخرین شریعتها و ناطق (پیامآور) شما آخرین ناطقان است؛ هرچند که تمام گنبدها یکی، تمام شریعتها یکی و ناطق یکی است و او همان «میم» در تمامی ظهورهاست. و پس از این ظهور ، چیزی نیست جز «رجعت سپید» و «کرّت زهرایی» (بازگشت درخشان) که همان رجعتِ تمام رجعتها و کرّتِ تمام کرّتها و کمالِ کشف است؛ و ظهور «معنا» از عین خورشید، با صورت «انزع بطین» و صفات آن است، در حالی که ذوالفقار در دست اوست.
پس مقصود او از ظهور در گنبد محمدی با ویژگی «انزع بطین»، همان صورتی است که در هیچ گردش (کور) و دور و زمان و لحظهای از آن تغییر نکرده است؛ بلکه این دلها و چشمها بودند که در درک آن تغییر کردند تا حجت بر خلق اقامه شود و نگویند: «ما به چیزی دعوت شدیم که آن را نمیشناختیم»، و این از عدل اوست.
و میگوید: از «عالم» -عَزَّ عَزُّهُ- سؤال شد که: ای سرور ما، گفته میشود که «معنا» ظهوراتی «ذاتی» و «مثلی» (نمادین) دارد.
پس «عالم» -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «بسیار دورست که چنین نیست ! همهی ظهورات «معنا»، ظهوراتی «به ذات» است، نه به امثال و صفات؛ چرا که امثال و صفات محمدی هستند. و «ازل» در هیچ گردش و دور و عصر و گنبدی و ملتی ظاهر نشده مگر به ذات «انزع بطین»، و اوست حقّ آشکار».




