و میگوید: همانا «معنا» تعالی برای اهل شرق ظاهر میشود در حالی که در غرب نیز ظاهر است، و برای اهل غرب ظاهر میشود در حالی که در شرق نیز ظاهر است؛ و در تمامی اقالیم زمین ظاهر است، به گونهای که هیچ مکانی از او خالی نیست، و در رؤیتی محدود نمیشود و نه تجزیه میگردد و نه تکه تکه میشود، و هیچ زیاد یا کم شدنی بر او اثر نمیگذارد.
و در پایان، سخن «ابو ذُهَیبه» را درباره صورت آورد که مدعی است آن صورت، ساخته شده و حادث است.
پس نویسنده در پاسخ به ابوذهیبه میگوید: این سخن او که «صورت، ساختهی (مفعولِ) معنای خویش است»1، در واقع اقراری از سوی اوست و اعترافی به حقانیت سخنان ما؛ و حجتی است که خداوند بر او ثابت کرد تا پس از آنکه اعتراف کرد صورت دیدنی (مرئی) دارای ماهیتی معنوی، لاهوتی، نورانی و احدی است، حالا آن را در صفات بشری وارد کرده و آن را «مفعول» (ساخته شده) و برایش «فاعلی» قرار داده است.
و هر چه «مفعول»، «مصنوع»، «مبدع»، «مکون» و مانند این اوصاف باشد در واقع همان «مخلوق» است و اینها تنها تزیین در لفظ هستند.




