و میگوید: پس هنگامی که با دلیل ثابت شد که آفریدگار جز با ذاتش ظاهر نمیشود دانستیم که آن صورت دیدنی و نورانی که آنان را با آن فراخواند و آنان نور بودند، همان صورت بشری است؛ و اگر صورت بشری غیر از صورت نورانی نخست بود، عذاب از انکارکنندهی آن ساقط میشد و در انکارش پاداش بسیاری بود، چرا که در آن صورت، کسی غیر از خدا را انکار کرده و چیزی جز او را رد کرده بود1.
و میگوید: پس ثابت کرد کسی که در دو صورت نورانی و بشری ظاهر شد همان «علیّ عظیم» است که از کیان (هستى) خود تغییر نمیکند، هرچند برای رؤیت ظاهر شود؛ پس هر کس او را بشناسد، میشناسد و هر کس انکار کند، انکار میکند.
و میگوید: مقصود سید از این سخن که «آن صورت، این صورت نبود»، این است که: این صورت از جنس آن صورت نیست؛ زیرا جنس فرشتگان نورانی هستند و جنس انسانها آدمی هستند. پس هر کس بگوید صورت نورانی نخست، در حقیقت و جوهر، همان صورت بشری دیگر است (و نه در جنس و ظاهر)، راست گفته است.
و هر کس بگوید صورت نورانی در جنس و ظاهر، غیر از صورت بشری است (و نه در حقیقت و جوهر)، او نیز راست گفته است؛ زیرا شرط توحید همین است که «معنا» از کیان خود تغییر نکند، هرچند برای رؤیت ظاهر شود.




