«و به واسطه من، برای مردم در میان شما مَثَل زده میشود و من مثالی در میان شما هستم که هیچ نظیری ندارد»
شرح: این (نمونهای) که هیچ نظیر و همتایی ندارد، اشاره به «وجود ذات کلی» در «صورت دیدهشده» است؛ ذاتی که والاتر از آن است که مثالی، همتایی یا شکلی داشته باشد.
«پس سخن گفتنِ او با ندا (فراخوان)، برای من آشکار کرد آنچه را که از سوی من، در ذات من وارد شده بود»
شرح: یعنی ذات علیه و غیب نفوذناپذیر در ذات من تجلی کرد ؛ این تجلی، یا به صورت «صورت دیدهشده» مطابق با چشمِ بیننده است و یا از طریق معرفت و علم اما نه از باب «حلول» (درآمیختن). و این از بابِ سوالی است که میپرسد : «این قدرتِ کیست؟».
«او همچون هلال پدیدار گشت و چون ماهِ کامل شد و به سوی ماهِ تاریک (سُرار) روان گشت، بدون آنکه زوالی یابد»
شرح: «ظاهر گشت همچون هلال»: حرف «کاف» برای تشبیه است، در حالی که او (حق) از هرگونه مَثَل و شبیهی والاتر است؛ و اگر در مقام تجلی مثالی داشته باشد، پس همان خودِ اوست.




