و میگوید در حالی که از "رساله مفضلیه" نقل میکند : «و او صورتِ وجود را با نور ضیاء (پرتو) و ظل (سایه) برپا داشت و نور را باطنِ آن قرار داد و ذات را قائم به خود ساخت؛ و این همان معنای سخن خداوند تعالی است که فرمود: ﴿آیا به پروردگارت نگریستهای که چگونه سایه را کشید و اگر میخواست آن را ساکن میگرداند﴾1، یعنی آنچه از ذات در آن بود. و "صورت أنزعیه"، همان ذاتِ نور و ضیاء و ظل است که در دورانهای قدیم تغییر نکرده و زایل نشده است و در زمانهای آتی نیز تغییر نخواهد کرد ؛ ظاهرش "صورت أنزعیه" و باطنش "معنویت" است. پس این صورت، هیولای (ماده نخستین) تمام هیولاها، فاعلِ تمام مفعولات، اساسِ تمام حرکتها و ریشه تمام کلمات است؛ علتِ تمام علتهاست که هیچچیز او را نمیشناسد و هیچکس ماهیت او را نمیداند مگر خود او».
تا آنجا که میگوید: «او شما را به واسطه آن صورت از خود پوشاند و از طریق آن به سوی خود راهنمایی کرد؛ در مقام ادراک نه او "آن صورت" است و نه او غیر از آن است؛ در نور پوشیده است و با تجلی ظاهر میشود. هر کس او را به اندازه شناختش میبیند و به اندازه توانش در او تأمل میکند؛ پس برخی او را دور میبینند و برخی نزدیک».
تا آنجا که میگوید: «ای مفضل! هرگاه قدرت همراه با اشارهای از سوی "صورت" آشکار گردد، پس این ذات است که آن را نمایان کرده است؛ زیرا این صورت، هیولای تمام هیولاها، ابدیکننده ابدیات و آشکارکننده معجزات و قدرتهای




