و میگوید: «و نخستین کسی که او را با صفتِ "صورت أنزعیه" توحید کرد و او را با جلالت نورانیاش مشاهده نمود، فرشتگان مقرب بودند.»
و میگوید: «سپس او همواره در آسمانش با "صورت أنزعیه" خود که تغییرناپذیر و زایلناپذیر است، ظاهر بود و آنان را از آنچه خواهد بود و آنچه رخ میدهد آگاه میساخت، تا آنکه مولای من، ظهور بشری او آشکار شد».
و میگوید: «پس "أنزعیه" پروردگار و صورتِ وحدانیت او و هیولای (ماده نخستین) قدرتش تجلی یافت؛ و آن صورت ، هیولای تمام هیولاها و اساسِ تمام حرکتهاست... تا آنجا که میگوید: پس هیچ خدایی نیست مگر آن کس که "صمدانیت" جوهر اوست، "سرمدانیت" ازلیت اوست، "لاهوت" حجاب اوست "جبروت" مقام اوست و "أنزعیه" صورت اوست».
و میگوید: «همانا مؤمن او را با دیدِ نورانی میبیند و کافر او را با دیدِ ناسوت (جسمانی) میبیند... تا آنجا که میگوید: اما روح ازلی علوی، همان "صورت دیدهشدهی أنزعیه" است.»
و میگوید: «و سخن او به موسی که فرمود : ﴿همانا من خدایم و هیچ معبودی جز من نیست، پس مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار. همانا ساعت (روز رستاخیز) میآید و نزدیک است که من آن را پنهان دارم تا هر کس به آنچه تلاش کرده است پاداش یابد﴾1؛ منظور از "ساعت" در اینجا، همان "صورت أنزعیه" است».




