و میگوید: «و در جای دیگری از رسالهاش فرمود: "ظهورِ "معنا"، یکی است که در شمارش تکرار نمیشود و جز با ذات خود ظاهر نمیگردد و با هیچ صورت یا مثالی ظاهر نمیشود". و آن صورت و ظهوراتی که برای بینندگان آشکار کرد، همان "او" است؛ بر اساس آنچه در این رساله به ما راهنمایی کرد که فرمود: "او را آشکار کرد تا مشاهده عیان ثابت شود، یقین صحیح گردد، در عقل موجود شود و استقرار یابد چنانکه نه دگرگون شود و نه زایل گردد؛ اما باز هم در مقامِ کُلّیت، جمع، احاطه و حصار، "او آن نیست"».
پس با این سخن دلیل آورد که "صورت دیدهشده"، همان "معنای احد" است.
و میگوید: «پس "احد"، "واحد" و "وحدانیت"، همان "معنا"، "اسم" و "باب" هستند و این نهایتِ بیان، روشنگری، شرح و افصاح است؛ و اینها همان سه وجودی هستند که بنده جز به آنها و شناختشان مطالبه نمیشود و من از خداوند ثبات بر آنها را مسئلت میکنم». و در اینجا از شعر شیخ نقل میکند:
«ستایش خدای را که تدبیرِ حیلهگران را بست و توحیدِ آفریدگارشان ناپدید شد و خلق در سرگردانی ماندند»
و میگوید: «و اگر صورت دیدهشده، عین "او" نبود، پیر ما در جای دیگر از اشعارش نمیفرمود:
«تا او را اثبات کنند و دیدارش را نفی ننمایند دیدهی عیان، با یقین او را میبیند ، بلندمرتبه است آن احدِ صمد»




