سایر آیات قرآن) دور است چرا که ایشان برای تمامی آیات قرآن تأویلی قرار دادهاند و اگر نبودند، ما چیزی از معانی قرآن و مقصود خداوند سبحانه در آن نمیدانستیم.به عنوان مثال، اگر ایشان نبودند، از کجا میدانستیم که مقصود از «انجیر و زیتون»، دو شخص یعنی حسن و حسین -عَزَّ عَزُّهُ- هستند؟! و اینکه «بهشت»، همان «صفا» است و نه بهشتی مادی پر از میوهها و رودها و حوران و غلامان؟! و اینکه «جهنم»، همان درکات مسوخیت است و نه گودالهای شعلهور از آتشهای سوزان؟! و اینکه «درهم پیچیده شدن خورشید و ریخته شدن ستارگان»، اشاره به «اول» و پیروان اوست؟! و اینکه «شکافتن آسمان»، همان ظهور «باب» با دو صفت «گره زننده پیمان»تأییدکننده و قطعیکننده رابطه بین حق و خلق و «شایسته»کسی است که دیگران را(شایسته و آماده) میکند تا بتوانند حقایق الهی را دریافت کنند. است؟! و اینکه «درخت روییده شده از طور سینا»، دلالتی بر «ذات احدیه» است؟! و اینکه «درخت ملعون» در قرآن، همان بنیامیه هستند؟!
و اینکه گاو بنیاسرائیل، مادهشتر صالح، سنگ موسی و کشتی نوح، همگی دلالتی بر ذات علیه هستند؟ و اینکه مقصود از «هدهد»، اشاره به «باب» و مقصود از «عفریت»، اشاره به «یتیم» است؟ اگر اهل عصمت نبودند، ما اینها را از کجا میدانستیم؟! و به همین ترتیب، تمام آیات قرآن کریم دارای تأویلی هستند که از معنای ظاهریشان دور است، و هیچکس نمیتواند این تأویل و مقصود خداوند را بداند مگر




