از ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- پرسیده شد: «کمترین چیزی که بنده به سبب آن کافر شود چیست؟» فرمودند: «آنکه بدعتی را آغاز کند، بر آن چیره شود و از هر کس که با او مخالف است بیزاری جوید».
پس قرآن دریایی پهناور است و جایز نیست هیچکس آیهای از آن را تأویل کند مگر بر اساس آنچه از اهل عصمت از خاندان رسول خدا (عزّ عزهم) روایت شده است؛ زیرا کتاب قرآن در خانههای آنان نازل شده و سخن قاطع و نهایی تنها نزد آنان است. اگر جایز بود که قرآن را بر اساس میل عقلهای تنگ و افکار محدودمان تفسیر و تأویل کنیم، هر یک از ما برای خود تفسیری از قرآن میساخت و آن را معتبر و مورد اتکا قرار میداد و به تفاسیر و تأویلات دیگران اهمیتی نمیداد؛ و در این کار، تباهی شریعت، انحراف از دین، افتادن در مهلکهها، گام نهادن در گمراهی و دوری از حقیقت و شناخت مقصود خداوند در آیات کتاب کریمش است.از این رو، بر هر خردمندی واجب است که هرگاه خواست تأویل آیهای از کتاب خدا را بداند، به تأویل امامان -عَزَّ عَزُّهُمْ- رجوع کند و تنها از آن پیروی نماید و به غیر آن اعتنا نکند؛ با این کار است که از لغزش و انحراف در امان میماند و از مهلکهها و گمراهی دوری میکند.بر این اساس، اگر به آیاتی که در آنها از صفات خداوند چون دست، چشم، نفس و غیره یاد شده بازگردیم و در تأویل اهل عصمت برای آنها بنگریم، خواهیم دید که ایشان -عَزَّ عَزُّهُمْ- تأویلی برای آنها قرار دادهاند که از مفهوم ظاهری (مانند




