بنابراین، عبارت شیخ (خداوند او را حفظ کند) که فرمود «و هیچ تجسّمی در جسم نیست»، نفیِ این مطلب است که آفریدگار، در حقیقت همان جسمی باشد که مخلوقات دیدهاند.
استاد حسن جدید در کتاب «الرد التمام على تناثر الأوهام» میگوید: «اگر به کسی بگوییم او نه میخورد و نه مینوشد، این خود دلیلی است بر اینکه او هیچ عنصر مادی به معنای بشری در خود ندارد.»
و اگر معترضی برخواست و گوید: «شیخ (خداوند او را حفظ کند) در رسالهاش با استناد به آیات قرآن کریم که در آنها از دست، وجه، نفس، چشم و ساقِ خداوند سخن رفته، اثبات کرده است که آفریدگار دارای ابزارها و اعضای جسمانی است؛ و همچنین مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- نیز هنگامی که پرسشگری از ایشان خواست تا خداوند را چنان توصیف کند که گویی او را عیاناً میبیند، او را به قرآن ارجاع داد تا صفات پروردگار را از قرآن بگیرد.»در این باره، همانطور که در «نهجالبلاغه» آمده است، امام به آن پرسشگر فرمود:«پس ای پرسشگر! هر چه قرآن تو را از صفات او راهنمایی کرد، از آن پیروی کن و از نور هدایتش بهرهمند شو. و آنچه شیطان تو را به دانستنش واداشته، در حالی که نه در کتاب است و نه در سنت پیامبر -عَزَّ عَزُّهُ- و امامان هدایت اثری از آن است، بدان که دانشِ آن تنها نزد خداوند سبحانه




