«کلمهی "ناسوت" که شیخ در آن پنج موردِ "ظهور" ذکر کرده، دال بر نفی ساختارهای جسمانی و صورت بشری است؛ زیرا کلمهی ناسوت به معنای اجسام و صورت بشری است.دلیل بر این مدعا، این شعر شیخ (خداوند او را حفظ کند) است:«عقلهای تمام خلق نمیتوانند کسی را که ناسوت (بشریت) در او سکنی گزید، به طور کامل درک کنند (به او احاطه یابند).»
شیخ ابراهیم عبداللطیف در شرح این بیت فرموده است: «ناسوت، تعبیری است برای صورت و جسد؛ پس هنگامی که شیخ، ناسوت را از آفریدگار نفی کرد گویی صورت، جسد و تمام ابزارها و اعضای بدن را نفی کرده است.»
ایشان (خداوند او را حفظ کند) در شعری فرمودند:«و او را هیچ تجسّمی در جسمی که او را در بر گیرد نیست؛پروردگارِ مهیمن (حاکم و نگهبان)، از محدود شدن به هرگونه حد و حصاری، والاتر و برتر است.»
شارح در توضیح این بیت فرموده است: «تجسّم یعنی ظاهر شدن در قالب یک جسم؛ و تحدید یعنی قرار دادن چیزی زیرِ محدودیتهایی مانند طول، عرض و عمق، که همینها ابعاد سهگانهی هر جسمی هستند.»




