موجود است، با این تفاوت که نه جسم است و نه صورت، و نه لمس میشود و نه احساس میگردد و نه با حواس ادراک میگردد».
و شیخ عبدالهادی حیدر (خداوند روحش را پاک گرداند) در کتاب «مراجعات» خود گفته است:«این سخن ما که میگوییم "صورتی نه مانند صورتها" و مانند آن، نفیِ عدم و اثباتی برای وجود و ظهور است».
و روایت شده است که مردی یهودی نزد مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- آمد و به او گفت «خداوند چه زمانی بود؟» پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «چه زمانی بود که نبود تا بعد باشد؟ او بدون کیفیت موجود است؛ بدون "چگونه" بود و همواره بدون "چگونه" است. او قبل از هر "قبلی" است و قبلی ندارد؛ او دورترینِ دورهاست و دورانی ندارد؛ برای او هیچ غایتی (پایانی) نیست و به هیچ غایتی منتهی نمیشود؛ تمام غایتها پیش از او قطع میشوند، پس او غایتِ هر غایتی است».
شیخ عبدالهادی حیدر (خداوند او را پاک گرداند) در تبیین معنای سخن پیشین مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود:«این سخن مولای ما امیرالمؤمنین که "او بدون کیفیت موجود است"، همانند سخن شیخ ما (خداوند مقامش را پاک گرداند) است که گفت: "چیزی است نه مانند چیزها، و نوری است نه مانند نورها و صفتی است نه مانند صفتها"».




