و باز شیخ سرود:«بر گناهانی گریه کنید که چشمان شما را میپوشانند،در هنگام رؤیت عیانی؛ و بر صورت بشری گریه نکنید.»
شارح فرمود: «یعنی: بر گناهانتان گریه کنید و بر کارهای خود مویه کنید1 چرا که آن گناهان علتِ حجاب شما در هنگام مشاهده اشیاء و دیدن آنها برخلاف اصول و بنیادهایشان بود.»
و الرّداد (که خداوند او را پاک گرداند) فرمود: «پس آن درنگ و معصیتی که ذهنت را متحیر کرد، همان چیزی است که آفریدگارت را به صورت شبیه به تو به تو نشان داد.»
و او (که خداوند مقامش را پاک گرداند) فرمود: «و اما آنچه چشمان گوشتی و خونی (حواس ظاهری) مشاهده کردند، نه صورت است و نه حجابی و نه جسمی بلکه آن علّتی (نقصی) است بر اهل معرفتهای کور و فهمهای انکارکننده، و آن همان حجابِ درنگ (وقفه) است که ای شیخ، تو را در کالبدها (ساختارهای مادی) حبس کرد، و همان علّتی است که آفریدگار را در نظر تو خوار و خورنده و نوشنده جلوه داد در حالی که او از چنین چیزهایی والاتر و منزه است.»




