نمیپوشاند. بلکه «غیبت» او در واقع شدتِ درخشش نور در هنگام ظهور است، نه اینکه جایی را خالی کرده باشد تا دیگری جایگزینش شود؛ و تجلی او همان برداشتنِ حجاب تاریکی از چشمان بینندگان است.
اینکه بدانیم او سبحانه «نور» است و «چیزی» است و «جسم» است؛ اما نوری است نه مانند نورها، چیزی است نه مانند چیزها، و جسمی است نه مانند اجسام؛ پس او موجود است، اما بدون «کیفیّت» مادی.
اینکه بدانیم هیچیک از مخلوقاتش، چه در زمین و چه در آسمان، نمیتوانند به ادراکِ احاطی (درک کامل و جامع) او دست یابند؛ با این حال، او مشاهدهپذیر و دیدنی است و هر کسی او را به اندازه توان و ظرفیت خویش میبیند.
اینکه بدانیم او سبحانه نامهای ویژهای دارد که برای هیچکس جز او جایز نیست که خود را با آنها بنامد؛ نامهایی چون: «احد» (یکتا)، «فرد» «صمد»، «ازل»، «معنی المعانی»، «اله الآلهه» (خدای خدایان)، «رب الارباب» (پروردگار پروردگاران)، «غایت الغایات» و دیگر نامها.
اینکه بدانیم او سبحانه برای عالم نور، با نور ظاهر گشت و برای عالم بشر، در قالب بشر در هفت مقام ذاتی (از «هاء» تا «عین») تجلی نمود؛ بدون آنکه




