و «مکزون» (خداوند او را پاک گرداند) در شعری گفته است:
«به حق شما، غیبِ قدیم برای شما رؤیت شده است،مگر برای کسی که نگاهش از صحنه این واقعه (ظهور) منحرف گشته باشد».
و سید ابوسعید (خداوند او را پاک گرداند) فرمود: «علیِ ظاهر، چیزی غیر از غیبِ مقتدر نیست؛ و این صورت، خانهای برای او نیست، بلکه او خودِ اوست».
از مولای ما صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که به مردی فرمود: «آن کسی را که میبینی، شریکی قرار مده». آن مرد پاسخ داد: «به خدا پناه میبرم که او را شریکی قرار دهم». صادق -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «آن کسی که او را در آسمان میبینی، همان است که در زمین میبینی». آن مرد گفت: «گواهی میدهم که تو همانی، ای مولای من». پس ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمود: «خدا تو را رحمت کند؛ این راز را نگاه دار و با کسی که اهل آن نیست در میان مگذار، تا مبادا خداوند تو را گرمی و سردی آهن زنجیر و زندان بچشاند».
و طبیعتاً صادق -عَزَّ عَزُّهُ- در آن زمان، «معنای مثلی» بود؛ بنابراین، اساسِ معرفت، شناخت امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- است که نجات به واسطهی آن حاصل میشود و تمام تکیه برای رستگاری و رسیدن به بهشتها بر اوست. همچنین، اصلِ توحید و تنزیه (پاک دانستن)، همان توحید و تنزیه امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- است.




