مجهولی» است که خداوند سبحان از هیچیک از مخلوقاتش مطالبه نکرده است که آن را بشناسد.
همانگونه که مولا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «پشت من، دیگری است و شناخت آن دیگری بر شما واجب نیست». نویسنده «حجّة العارف» (خداوند او را پاک گرداند) در شرح این حدیث میگوید: «منظور از "پشت"، همان باطنی است که من ظاهرِ آن هستم؛ و منظور از "دیگری"، آن چیزی است که غیر از ظاهرِ مشاهدهشدنی من است. و اینکه فرمود "شناخت آن دیگری بر شما واجب نیست"، یعنی شما را تکلیفی نیست که به "قدیم" (ازلی) دست یابید، زیرا شناخت آن در استطاعت شما نیست؛ شما تنها مکلف به شناخت صورتی هستید که برای هر جنسی، به گونهی همان جنس ظاهر میشود».
بنابراین، صورتی که برای هر جنسی به گونهی همان جنس ظاهر گشته، همان «حد معلوم» است و ما را به شناخت آن، اقرار به آن و تسلیم در برابر آن در قالب بندگی (پس از تنزیه و تجرید) فرا میخوانند.
نویسنده کتاب «تجرید» (خداوند او را پاک گرداند) گفته است: «هیچ دین و اعتقادی نیست مگر با اثبات وجود آفریدگار که قدرتش والاست، و او همان "امیر النحل" (پیشوای زنبوران) است که دگرگون نمیشود و زوال نمیپذیرد».




