بنابراین، شناخت و رؤیت او در این حال برای هیچکس ممکن نیست؛ همانگونه که سید مکزون (خداوند او را پاک گرداند) فرمود: «مشاهدهی ذات با چشمِ خودِ ذات و باطنِ آن مشاهدهشده، ناشناخته مانده است». همانطور که شناخت خدا از آن روی که در ذاتش هست، محال است، رؤیت او نیز از آن روی که هست، محال است.به همین سبب، آفریدگار سبحان به بندگانش لطف ورزید و برای هر جنسی به گونهی همان جنس، و برای هر موجودی به وصف همان موجود ظاهر شد. پس مظاهر سهگانهی «نور»، «ضیاء» (درخشش) و «ظل» (سایه)، تجلیات ذات عالیه برای «اسم» «باب» و «یتیم» هستند. یعنی او سبحان، به صفت «نور» برای سیدِ اسم، به صفت «ضیاء» برای سیدِ باب و به صفت «ظل» برای سیدِ یتیم ظاهر شد.همچنین، او برای عالَم بشر به صورت بشری ظاهر شد تا از روی لطف و رحمت و انس، و برای تحقق وعدهی صادقانه در کتاب محکم خویش که فرمود: ﴿پس اگر از سوی من هدایتی برای شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند﴾1. و این «هدایت» همان ظهور او برای انسانها در قالب بشری و با صورتی از جنس صورتهای آنهاست تا بتوانند او را ببینند و بشناسند، و این معرفت سبب نجات آنها از سرای نابودی و بازگشتشان به مسکن نیکان در جوارِ «علی جبار» (والای مقتدر) گردد.
1سورهبقره آیه ۳۸




