بلکه اثبات و اعتقاد ما همانگونه است که شیخ ما، خصیبی (که خداوند مقامش را منزه بدارد) فرمود: «جسمی است اما نه مانند اجسام، صورتی است اما نه مانند صورتها، نوری است اما نه مانند انوار، و ابزاری است اما نه مانند ابزارها». و این بدان معناست که او سبحان موجود است، اما کیفیت (ماهیت) شناختهشدهای ندارد و هیچکس جز خودش نمیداند که او چیست؛ با این حال، همانطور که شیخ فرمود: «او تنها به هیئت اجسام و صورتها و صفات و ابزارها دیده میشود، و اگر به هیئت اجسام و صورتها و صفات دیده نمیشد، وجودش اثبات نمیگشت و مشاهدهی عینی او صحیح نمیبود».
و اگر پرسشگری از ما بپرسد و بگوید: «شما صورت و تجسیم (جسمانیت) را از آفریدگار نفی کردید و بر این باورید که ظهورِ همسانی با مخلوقات، تنها در چشم بینندگان است؛ در حالی که پیشتر پذیرفتید که همین ظهور، اساسِ شناخت آفریدگار است و اگر نبود، خدا شناخته نمیشد. پس اگر شما از "اصحاب الوجود العینی" هستید که به "حاضرِ موجود" اشاره میکنند، پس به چه کسی اشاره میکنید؟ و در عبادت خود چگونه به سوی خدا اشاره نموده و در خلوتهایتان با دل به سوی او متوجه میشوید؟»




