فصل ششم
نزد موحدان معلوم است که آفریدگار سبحان و تعالی از دو «حد» منزه است «حد تشبیه» که همان شبیه دانستن او به مخلوقاتش است، و «حد تعطیل» که همان نفی وجود و انکار ظهور است.
پس اگر معترضی بر ما خرده بگیرد و بگوید: «اگر نفی کنیم که آفریدگار جسم یا صورت باشد، آیا در این صورت قائل به "تعطیل" نخواهیم بود؟ همان تعطیلی که ما را به انکار وجود و ظهور میکشاند؛ زیرا کسی که نه صورت است، نه جسم و نه هیچ چیزی، در واقع عدم (نیستی) است».
در پاسخ به این معترض میگوییم: ما هنگامی که جسم و صورت را از آفریدگار نفی میکنیم، در واقع نفی میکنیم که آفریدگار جسمی مانند اجسام ما یا صورتی مانند صور ما باشد. ما نفی نمیکنیم که آفریدگار سبحان، جسم و صورت و «چیزی» باشد؛ بلکه ما اثبات میکنیم که او چیزی است و صورت و جسم و نوری است، اما این اثبات ما به این معنا نیست که باور داریم او چیزی مانند دیگر چیزها، یا صورتی مانند دیگر صورتها، یا جسمی مانند دیگر اجسام، یا نوری مانند دیگر انوار است.




