علامه در شرح میگوید: «"ورود السراب" در اینجا عبارتی است از اقرار به ظهور در قالب صورت؛ چرا که بیننده، سراب را آب میپندارد در حالی که چنین نیست. صورت نیز به همین گونه است؛ در آنچه مثال زدهاند، مقصودشان تنزیه (پاک دانستن ذات از صفات جسمانی) است».
بدین ترتیب درمییابیم صورتی که چشمانِ بینندگان بر آن افتاده است، تنها مانند طیفِ رویایی است که در خواب میبینی و در بیداری اثری از آن نیست؛ یا مانند خیالی است که در چشمت جلوه میکند در حالی که در واقعیت وجود ندارد. بلکه آن صورت مانند سرابی است که در روزی گرم از دور میبینی و آن را آب میپنداری، اما چون نزد آن میآیی، چیزی نمییابی.این تنها یک تشبیه، تخیّل و تمثیل در نگاه توست؛ و این ما را بر آن میدارد که بگوییم و باور داشته باشیم که هر آنچه در آن صورتِ دیده شده (یعنی ذات والای الهی که از جایگاه خودش نوری مجرد و محض است) دیدهایم همگی از جانب ماست (مربوط به ادراک ماست) و نه از جانب ذات.
پس پروردگار سبحان و تعالی، این صورت را که شبیه صورتهای ماست، به سبب نیاز ما مخلوقات به آن، به ما نمایاند؛ همانگونه که امور دیگری را نیز به ما نمایاند که در واقعیت حقیقتی ندارند، از جمله:
ضربت عبدالرحمن بن ملجم بر امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- را به ما نمایاند.




