و شکلها و طرحها منزه است، پس واجب است که اینها از او نفی شوند و او سبحانه از آنها منزه دانسته شود؛ زیرا هر کس به ذات حق تعالی بنگرد، چیزی جز مانندی از صورت و صفات خودش را نمیبیند.
به دلیل سخن مولای ما صادق -عَزَّ عَزُّهُ- که وقتی از او دربارهی وقوعِ نظرِ بیننده بر «صورتِ دیدهشده» سؤال شد، فرمود: «همانا بیننده به درخششِ نورِ آن صورت، به اندازه توانش و بر اساس جوهرِ سادهاش مینگرد؛ پس نورِ بیننده با آن نوری که دیده میشود برخورد میکند و این برخورد او را از ادراک کامل باز میدارد؛ در نتیجه، نورِ نظرِ بیننده به سوی خودش بازمیگردد و او چیزی جز مانندی از صورت خودش را به اندازه توانش نمیبیند. و این علّتی و نقصی است که در اوست و همین علّتِ تمام جهان است؛ و این همان علّتی است که در مورد آن گفته میشود: "ریشه علت در معلول است"».
پس صورتی که بیننده در آینه میبیند، خودِ آینه نیست و از آینه نیست و آینه هیچ رابطهای با آن صورت ندارد؛ و اگر ما این صورتی را که در آینه دیدهایم نفی کنیم، به این معنا نیست که وجود آینه را نفی کردهایم، چرا که آینه با ذاتِ خالصش در واقعیت موجود است. به همین ترتیب، وقتی ما آنچه را از صورت بشری و احوالش در «صورتِ دیدهشده» که همان ذات باری تعالی است مشاهده کردیم نفی میکنیم،




