سید مکزون (خداوند او را پاک گرداند) این مطلب را با این سخن بیان کرده است «و همانا کاملترین شناختها برای اهلِ مزاج، نفیِ "خطِ خیالِ اتفاقی" است که در وهم، به سببِ ذات بشری ظاهر میشود».
پس نفیِ خطِ خیالِ اتفاقی در وهم، به معنای نفیِ ذاتِ حق تعالی نیست؛ زیرا تفاوت بسیاری است میان اینکه «آنچه را در یک چیز میبینی نفی کنی» و اینکه «خودِ آن چیز را نفی کنی». برای مثال، ممکن است در آینه نگاه کنی و صورتها و شکلهایی را ببینی؛ اگر تو آن صورتها و شکلهایی را که در آینه دیدهای نفی کنی و آنها را اموری تصادفی بدانی که اصلاً جزئی از آینه نیستند و در حقیقت در آینه وجود ندارند، بلکه از جانبِ «بیننده» هستند و نه از جانب «آینه»، آیا این بدان معناست که تو وجودِ آینه را نفی کردهای و دیدنِ چشمانت را انکار کردهای؟حالِ کسی که به آن صورتِ دیدهشده مینگرد نیز چنین است؛ او تنها صورتی همجنس با صورتِ خودش و هیئتی مشابه با هیئتِ خودش و احوالی شبیه به احوالِ خودش را میبیند، و تمام اینها از جانبِ «بیننده» است، نه از جانبِ «آن که دیده میشود».
و این صورتها و شکلها و طرحهایی که دیدهایم و از جانب ما و به سبب علتِ مزاج ماست، به ما بازمیگردند و بر ما عارض شدهاند؛ زیرا اینها صفاتِ بیننده است، نه صفاتِ آن کسی که دیده میشود. چرا که آفریدگار سبحانه از این صورتها




