روایت شده است که جابر بر مولای ما صادق، جعفر بن محمد -عَزَّ عَزُّهُ- وارد شد در حالی که پیش روی ایشان مقداری نان بود. در این هنگام مردی مخالف در عقیده وارد شد و امام او را به غذای خود دعوت کرد. آن مرد شروع به غذا خوردن کرد و مولای ما لقمههای او را میشمرد؛ هنگامی که آن مرد مخالف از نزد ایشان خارج شد، مولای ما به اندازه دو برابر آنچه او خورده بود، به اولیاء (دوستان اهلبیت) صدقه داد.
آن عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: هر کس به دشمن اعتماد کند یا به مخالف گمانی نیک داشته باشد، همانا خدا را انکار نموده است؛ زیرا خداوند برای هیچ مخالفی پیمانی (امانی) قرار نداده است.




